پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

آن سرو خرامان که گذشت از چمن کیست

و آن شمع برافروخته از انجمن کیست

شمعی که چراغ دل ما روشن ازو شد

روشن شود ای کاش که در انجمن کیست

جان یافتم از بوی تو ای باد سحرگاه

این بوی خوش از طره عنبرشکن کیست

بویی که منور شد ازو دیده یعقوب

بو برده‌ام امروز که در پیرهن کیست

آن مرغ که رم کرد ز من رام که گردید

و آن روح که رفت از تن من در بدن کیست

شبها دو لب من بهم از ناله نیاید

تا او همه شب خفته دهن بر دهن کیست

در نظم فصیحی رقم نام چه حاجت

پیدا بود از حسن ادا کاین سخن کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱آتش به از گلی‌ست کش آسیب خار نیست
  2. شمارهٔ ۵۲آن نسیمم که سر و برگ خس و خارم نیست
  3. شمارهٔ ۵۳نافه چو طره غالیه بار تو نیست
  4. شمارهٔ ۵۴نخل طلبم هیچ مرا برگ و بری نیست
  5. شمارهٔ ۵۵بی سبب زلفش اضطراب نداشت
  6. شمارهٔ ۵۶تب دوش از ملال تو از خود خبر نداشت
  7. شمارهٔ ۵۷دی قاصد یار آمد و مژگان‌تری داشت
  8. شمارهٔ ۵۸نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.