پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

نوبهاران از در این باغ و بستان بازگشت

خنده نومید از لب گلهای خندان بازگشت

وای بر یعقوب ما کز بعد چندین انتظار

کاروان مصر از نزدیک کنعان بازگشت

هر نگه کز موجه خون جگر بیرون فتاد

بی‌جمال دوست سوی چشم گریان باز گشت

بی تو هر شب را به عمری دل به روز آورده بود

بخت برگردید و آن شبهای هجران بازگشت

شمع‌سان گویی فصیحی شد کفن پیراهنم

ز‌‌ آنکه خورشید امشبم دست از گریبان بازگشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰از فیض گریه‌ام مژه نشو و نما گرفت
  2. شمارهٔ ۶۱شب بی‌خبرم حرف فراقت به زبان رفت
  3. شمارهٔ ۶۲دوش غم بر گریه‌های زخم ما خندید و رفت
  4. شمارهٔ ۶۳از عافیت طراوات گلزار کس مباد
  5. شمارهٔ ۶۴شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد
  6. شمارهٔ ۶۵هر قطره خون گرم که از دل در اوفتد
  7. شمارهٔ ۶۶غم عشقت به عالم در نگنجد
  8. شمارهٔ ۶۷چنان که باغ در آغوش گل نمی‌گنجد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.