پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

دوش غم بر گریه‌های زخم ما خندید و رفت

پاره‌ای بر ریش‌های ما نمک پاشید و رفت

عید نومیدی مبارک باد کز رویش نگاه

همچو اشک حسرتم در خاک و خون غلتید و رفت

شب در آمد غم درون از رخنه‌های سینه‌ام

دامنی داغ جگر از هر گیاهم چید و رفت

مرهم الماس می‌پنداشت زخمم چاره‌جوست

آمد و روی تظلم بر زمین مالید و رفت

بر سر نعش فصیحی این همه فریاد چیست

بر در غم بینوایی پاره‌ای نالید و رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد
  2. شمارهٔ ۶۵هر قطره خون گرم که از دل در اوفتد
  3. شمارهٔ ۶۶غم عشقت به عالم در نگنجد
  4. شمارهٔ ۶۷چنان که باغ در آغوش گل نمی‌گنجد
  5. شمارهٔ ۶۸مگر بازم دل از زخم جفایی شاد می‌گردد
  6. شمارهٔ ۶۹سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد
  7. شمارهٔ ۷۰از روز سیاهم شب هجران گله دارد
  8. شمارهٔ ۷۱غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.