پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

چنان که باغ در آغوش گل نمی‌گنجد

شکیب در دل مدهوش گل نمی گنجد

نخست نام دهانت شنید غنچه مگر

که هیچ زمزمه در گوش گل نمی‌گنجد

شهید تیغ ستم شو که زیر نعش هزار

ز بس هجوم ملک دوش گل نمی‌گنجد

به عندلیب بگویید کاین فغان تا چند

درین چمن لب خاموش گل نمی‌گنجد

نصیب این دل ریش است نیش خار ارنه

صبا درین چمن از جوش گل نمی‌گنجد

به محملی که خموشی هزار دستانست

لب سرود فراموش گل نمی‌گنجد

مرو به باغ فصیحی که این دلی که تراست

ز نیش خار درو جوش گل نمی‌گنجد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد
  2. شمارهٔ ۷۰از روز سیاهم شب هجران گله دارد
  3. شمارهٔ ۷۱غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد
  4. شمارهٔ ۷۲بر خرمنم طلیعه برقی گذار کرد
  5. شمارهٔ ۷۳رفت صد عید و نسیمی یاد باغ ما نکرد
  6. شمارهٔ ۷۴حسن پیرایه دکان هوس نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۷۵دیده هرگز خویشتن را صید شهبازی نکرد
  8. شمارهٔ ۷۶سالها دیده ما را مژه دربانی کرد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.