پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد

که فکر مرهم بهبود زخم ما دارد

چکیده دل دردست آسمان در کین

به زخم ما چو رسد شربت دوا دارد

کدام صورت زشت اندرین بهشت آمد

که باز آینه‌ام شکوه از صفا دارد

بسوخت بلبل و خاکسترش ز شوق هنوز

به بوی گل سرآمیزش صبا دارد

گسسته تار فصیحی ز هجر ناخن غم

نهفته زیر لب شوق صد نوا دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳رفت صد عید و نسیمی یاد باغ ما نکرد
  2. شمارهٔ ۷۴حسن پیرایه دکان هوس نتوان کرد
  3. شمارهٔ ۷۵دیده هرگز خویشتن را صید شهبازی نکرد
  4. شمارهٔ ۷۶سالها دیده ما را مژه دربانی کرد
  5. شمارهٔ ۷۷عشق هر ساعت شبیخون بر دل ریش آورد
  6. شمارهٔ ۷۸دیده امشب ره نظاره به پایان آورد
  7. شمارهٔ ۷۹خطت هر دم جهانی از تجلی رایگان گیرد
  8. شمارهٔ ۸۰گرت خراب کند عشق تا ز سر سازد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.