پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

عشق هر ساعت شبیخون بر دل ریش آورد

چون نیابد دل شبیخون بر سر خویش آورد

زلفش آیین کرم داند که چون مهمان رسد

هر چه دارد از متاع کفر و دین پیش آورد

همت مفلس‌نواز ناز بین کز مردمی

هر زمان صد حمله‌ام بر جان درویش آورد

جان فدای جذبه حسنی که هر سو بنگرم

موکشان نظاره‌ام تا جانب خویش آورد

عشق چون فصاد گردد لخت لختم همچو دل

می‌شتابد تا که خود را در ره نیش آورد

ترک مذهب کن فصیحی زآنکه در اقلیم عشق

هر چه آرد بر سر ما ملت و کیش آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹خطت هر دم جهانی از تجلی رایگان گیرد
  2. شمارهٔ ۸۰گرت خراب کند عشق تا ز سر سازد
  3. شمارهٔ ۸۱نشئه‌ی شوق کی از ساغر عشرت خیزد
  4. شمارهٔ ۸۲ز خواب آن چشم شهلا برنخیزد
  5. شمارهٔ ۸۳فلک خونم به تیغ آن بت بی‌باک می‌ریزد
  6. شمارهٔ ۸۴خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد
  7. شمارهٔ ۸۵چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد
  8. شمارهٔ ۸۶گر نقاب از رخ بگیری آفتابم می‌کشد
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.