پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

نشئه‌ی شوق کی از ساغر عشرت خیزد

این نسیم‌ست که از گلشن محنت خیزد

هر زمینی که بر آن پای نهم روز وداع

تا دم محشر از آن آتش حسرت خیزد

بخت ناساز به حدی‌ست که گر افروزم

آتش عشرت از آن دود مصیبت خیزد

رشک در قصد فصیحی‌ست اجل هان بشتاب

نه که از بستر هجران به سلامت خیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳فلک خونم به تیغ آن بت بی‌باک می‌ریزد
  2. شمارهٔ ۸۴خوش آن بهشت کش از شعله نو گلی باشد
  3. شمارهٔ ۸۵چه دانستم که رازم مو به مو اظهار خواهد شد
  4. شمارهٔ ۸۶گر نقاب از رخ بگیری آفتابم می‌کشد
  5. شمارهٔ ۸۷تنم از داغ حسرت رشک آتشگاه گبران شد
  6. شمارهٔ ۸۸هر شبم داغی چنان در گلخن تن بشکفد
  7. شمارهٔ ۸۹خون شکایتم ز لب زخم چون چکد
  8. شمارهٔ ۹۰جان بی‌رخ تو درد دل غمزده داند
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.