پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

خون شکایتم ز لب زخم چون چکد

ز آنجا که تیغ او نرسیدست خون چکد

نازم به سعی شوق که بی دست کوهکن

از تیشه زخم در جگر بیستون چکد

در جوشم آن چنان که ز چشم جراحتم

دریا به نیم قطره رسد تا برون چکد

در رزمگاه عشق که گلزار دوستی‌ست

بر عقل زخم آید و خون از جنون چکد

لبریز زخم اوست فصیحی تنم چو گل

چندان که نامم ار بفشارند خون چکد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱رفتند همدمان و مرا دل فگار ماند
  2. شمارهٔ ۹۲در فراق شعله خاکستر نشینم کرده‌اند
  3. شمارهٔ ۹۳چشم ترا ز مستی ناز آفریده‌اند
  4. شمارهٔ ۹۴ماییم جدا از تو به غم ساخته‌ای چند
  5. شمارهٔ ۹۵خنده ساقی دگر در ساغر آتش می‌زند
  6. شمارهٔ ۹۶تلخکامان مزه شهد هوس نشناسند
  7. شمارهٔ ۹۷شوق دیدار تو چون چشم مرا باز کند
  8. شمارهٔ ۹۸یک ناوک ارنه در دل صد پاره بشکند
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.