پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

یک ناوک ارنه در دل صد پاره بشکند

رنگ نفاق بر رخ سیاره بشکند

هر لحظه بشکند نفس از بار بی‌بری

کاش این نهال بیهده یکباره بشکند

ز آنجا که فتنه‌جویی حسن ستیزه خوست

مژگان ز باد دامن نظاره بشکند

عشقش کند به داروی بیچارگی درست

گر شیشه‌ات ز کشمکش خاره بشکند

هر شب کنم ز درد نفس صاف و تن زنم

ترسم ز ناله‌ام دل سیاره بشکند

گویم شهید کیست فصیحی ولی مباد

رنگ حیا در آن گل رخساره بشکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰نوبهار آمد که مرغان بال و پر گلگون کنند
  2. شمارهٔ ۱۰۱اگر ز حسن تو یک ذره آشکاره کنند
  3. شمارهٔ ۱۰۲در دیده نگه چون ز تو در خون بنشیند
  4. شمارهٔ ۱۰۳دل در آن زلف پریشان رسد و بنشیند
  5. شمارهٔ ۱۰۴بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند
  6. شمارهٔ ۱۰۵چون صبا جلوه آن زلف گره گیر دهد
  7. شمارهٔ ۱۰۶عشق هر جا دست با غیرت پی پیمان دهد
  8. شمارهٔ ۱۰۷یاد آن شبها که بزم عیش ما آباد بود
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.