پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

در دیده نگه چون ز تو در خون بنشیند

از تنگدلی چون مژه بیرون بنشیند

بی باد درین دشت غبار ره لیلی

برخیزد و در دیده مجنون بنشیند

آن کس که فکند از نظر لطف تو ما را

چون دیده ما تا مژه در خون بنشیند

این داغ چه داغی‌ست که در جوش فزونیست

چون موج که در سینه جیحون بنشیند

همراه اجل خنده‌زنان رفت فصیحی

تا چند درین معرکه محزون بنشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴بیزارم از آن سینه که از جوش نشیند
  2. شمارهٔ ۱۰۵چون صبا جلوه آن زلف گره گیر دهد
  3. شمارهٔ ۱۰۶عشق هر جا دست با غیرت پی پیمان دهد
  4. شمارهٔ ۱۰۷یاد آن شبها که بزم عیش ما آباد بود
  5. شمارهٔ ۱۰۸شب که جانم خسته از بیم وداع یار بود
  6. شمارهٔ ۱۰۹شب همه شب با صبوری ناله‌ام در جنگ بود
  7. شمارهٔ ۱۱۰دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود
  8. شمارهٔ ۱۱۱تا من آتش خانه بودم رسم خاکستر نبود
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.