پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

چون صبا جلوه آن زلف گره گیر دهد

عقل را ذوق جنون مژده زنجیر دهد

ناقه را پا همه بر دیده خونبار آید

هجر چون قافله را رخصت شبگیر دهد

هر که در عهد جمال تو ز مادر زاید

دایه فطرتش از خون جگر شیر دهد

هان فصیحی کم جان گوی که این بیشه ما

همه از زهر گیا طعمه نخجیر دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷یاد آن شبها که بزم عیش ما آباد بود
  2. شمارهٔ ۱۰۸شب که جانم خسته از بیم وداع یار بود
  3. شمارهٔ ۱۰۹شب همه شب با صبوری ناله‌ام در جنگ بود
  4. شمارهٔ ۱۱۰دوش از تب پیکرم چون شعله آتش بال بود
  5. شمارهٔ ۱۱۱تا من آتش خانه بودم رسم خاکستر نبود
  6. شمارهٔ ۱۱۲تا گلستان بود کی پرخار بیدادم نبود
  7. شمارهٔ ۱۱۳خوش آن که جوش دیده بیهوده بین نبود
  8. شمارهٔ ۱۱۴تا سر مژگان تماشا دیده بر هم چیده بود
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.