پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

تا گلستان بود کی پرخار بیدادم نبود

گوش گل کی شعله‌پوش از جوش فریادم نبود

شیشه‌ام در بیستون غلطید و آسیبی ندید

سعی شیرین بود اما بخت فرهادم نبود

تا در دارالشفای عشق بردم بخت خویش

مهربان‌تر مرهمی از تیغ جلادم نبود

بی کسی بنگر که با این ترکتاز هجر دوش

ناله‌ای هم پاسبان محنت آبادم نبود

ناله‌های نوگرفتاران غم را لذتی‌ست

ورنه این یک مشت پر مقصود صیادم نبود

بار ننگ نقطه موهوم ما را برنتافت

دوش این پرگار ورنه مقصد ایجادم نبود

ناله‌واری گر نفس داری فصیحی شکوه چیست

وای جان من که شب سامان فریادم نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴تا سر مژگان تماشا دیده بر هم چیده بود
  2. شمارهٔ ۱۱۵دل را دگر در کین ما بر لب چه نفرین می‌رود
  3. شمارهٔ ۱۱۶کو جنون تا هر نفس لب در سراغی گم شود
  4. شمارهٔ ۱۱۷به باده صوفی ما صاف از ریا نشود
  5. شمارهٔ ۱۱۸رمزی‌ست خط دوست که چون بخت سر‌آید
  6. شمارهٔ ۱۱۹بهشتی روی من چون پرده از رخسار بگشاید
  7. شمارهٔ ۱۲۰مراد ما ز مادر بر سر خشت عدم آید
  8. شمارهٔ ۱۲۱دل از ولایت غم بار بسته می‌‌آید
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.