پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

به باده صوفی ما صاف از ریا نشود

که تار سبحه به مضراب خوش نوا نشود

به گل نگویم اما شهید نام گلم

که از فسون نیاز بهار وا نشود

ترا چه جرم که حکم غرور حسن اینست

که وعده‌های تو از صد یکی وفا نشود

اگر به خلد روم سوز دل همان باقی‌ست

سموم بادیه در گلستان صبا نشود

سحاب ابر فصیحی به جرم ما چه کند

به قطره‌ای گل عیش بهار وانشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹بهشتی روی من چون پرده از رخسار بگشاید
  2. شمارهٔ ۱۲۰مراد ما ز مادر بر سر خشت عدم آید
  3. شمارهٔ ۱۲۱دل از ولایت غم بار بسته می‌‌آید
  4. شمارهٔ ۱۲۲دیدی که چو بخت یار برگردید
  5. شمارهٔ ۱۲۳دیده امشب همه شب خواب پریشان می‌دید
  6. شمارهٔ ۱۲۴کسی در این چمن اسرار رنگ و بو فهمید
  7. شمارهٔ ۱۲۵باز دل آوازه زلف پریشانی شنید
  8. شمارهٔ ۱۲۶ای دل نشاط صرف کن و غم نگاه دار
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.