پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

باز دل آوازه زلف پریشانی شنید

قالب فرسوده غم مژده جانی شنید

زورق چشمم به خون غرق‌ست و می‌رقصد ز ذوق

باز گویی مژده آشوب طوفانی شنید

عشق در رگهای جان رقص نشاط از سر گرفت

شعله شوخی نوید باد دامانی شنید

در دل زخم شهیدان آنچه پنهان داشت عشق

یک به یک دوش از لب چاک گریبانی شنید

سرنوشت داغ ما را خواند پنداری مسیح

کز لب خود دوش حرف عجز درمانی شنید

غنچه ما زین گلستان شبنمی نوبر نکرد

سالها افسانه ابری و بارانی شنید

سالها خود را فصیحی در رهی گم کرده بود

شب سراغ خویش را بر خاک میدانی شنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷تا نفس داری سراغ کوی آن مه‌پاره گیر
  2. شمارهٔ ۱۲۸گر آگهی ز دوق طلب تشنه لب بمیر
  3. شمارهٔ ۱۲۹گرت بود جگری سوختن ز داغ آموز
  4. شمارهٔ ۱۳۰چون عشق آشنای تو شد از خرد گریز
  5. شمارهٔ ۱۳۱هرگز مباش آتش سوزان سپند باش
  6. شمارهٔ ۱۳۲تا توانی در ترازوی هوس بی سنگ باش
  7. شمارهٔ ۱۳۳من که افسرده‌ترم از نفس مرغ خموش
  8. شمارهٔ ۱۳۴چون اشک خرقه طلب از خون ناب پوش
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.