پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

تا توانی در ترازوی هوس بی سنگ باش

چون گل آزادگی بیزار از آب و رنگ باش

حسن اگر در دیده چون نازت دهد جا پا منه

خوش نشین ناله‌های زار چون آهنگ باش

چون خزان آید در دل چون گل از شش سوگشای

در بهاران غنچه‌سان در بسته و دلتنگ باش

در گلستان جنون دستان رسوایی بزن

عقل گو خار سر دیوار نام و ننگ باش

نوشداروی جنون در حقه تسلیم نیست

خوی طفلان گیر و دست‌آموز صلح و جنگ باش

بال می‌رویاندم از تن چو اخگر شوق دوست

ره چو سوی اوست گو یک گام صد فرسنگ باش

مقصد افغانست خوش باشد فصیحی شرم چیست

گو درین ماتم‌سرا یک نوحه بی آهنگ باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴چون اشک خرقه طلب از خون ناب پوش
  2. شمارهٔ ۱۳۵تاب خورشید رخت از تب فزونتر بود دوش
  3. شمارهٔ ۱۳۶متاع اشک گر آتش بود برو بفروش
  4. شمارهٔ ۱۳۷ز پا افکند ما را آرزوی سرو بالایش
  5. شمارهٔ ۱۳۸از پی رفع خمار دل غم‌پرور خویش
  6. شمارهٔ ۱۳۹از خون کشتگان شکفد لاله‌زار عشق
  7. شمارهٔ ۱۴۰می‌آید از سیر جگر آهم گلستان در بغل
  8. شمارهٔ ۱۴۱گرد افغانم ز دامان جرس افتاده‌ام
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.