پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

از پی رفع خمار دل غم‌پرور خویش

همه خون گردم و جوشم ز دل ساغر خویش

سینه شوقم و از داغ کنم پنبه داغ

زخم ناسورم و ز الماس کنم نشتر خویش

جگر تشنه که از شعله مبادا سیراب

نوحه تا چند کند بر سر خاکستر خویش

چند آیینه‌پرستان می پندار کشند

روی بنما که براهیم شود آذر خویش

سرمه از خاک در میکده کن تا بینی

کعبه و بتکده را مست سجود در خویش

شمع در جلوه و من مست شهادت تا کی

زهر حسرت خورم از غیرت بال وپر خویش

شعله در حشر چو از چشمه داغم جوشد

خلد صد غوطه زند در عرق کوثر خویش

هیچ خرم نشد این مزرعه هر چند چو ابر

اشک گشتیم و چکیدیم ز چشم تر خویش

چرخ خون گرید روزی که فصیحی خواهد

دیت عافیت خویشتن از اختر خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰می‌آید از سیر جگر آهم گلستان در بغل
  2. شمارهٔ ۱۴۱گرد افغانم ز دامان جرس افتاده‌ام
  3. شمارهٔ ۱۴۲دردم و نوش مراد از نیش نشتر خورده‌ام
  4. شمارهٔ ۱۴۳ناله دردم و خوش بر سر کار آمده‌ام
  5. شمارهٔ ۱۴۴جوش ذوقم خوش‌نشین کشور میخانه‌ام
  6. شمارهٔ ۱۴۵چون ابر شب ز آتش تب می‌گریستم
  7. شمارهٔ ۱۴۶یک گام گر از محمل غم باز‌پس افتم
  8. شمارهٔ ۱۴۷دیده را گم داشتم عمری و اکنون یافتم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.