پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

چون ابر شب ز آتش تب می‌گریستم

از ترکتاز برق طرب می‌گریستم

جان داد و بوسه بر لب تیغ غمی نزد

بر تیره روزگاری لب می‌گریستم

گستاخ جان نثار تو می‌گشت دوش و من

در گوشه‌ای ز شرم ادب می‌گریستم

حسنش فزون ز حوصله بینش است و من

بر عجز دیده شب همه شب می‌گریستم

او در کنار دیده فصیحی و تا سحر

من همچنان ز جوش طلب می‌گریستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷دیده را گم داشتم عمری و اکنون یافتم
  2. شمارهٔ ۱۴۸درین مدت که در خیل اسیران تو جا کردم
  3. شمارهٔ ۱۴۹چو شبها بستر و بالین دل از ریش می‌کردم
  4. شمارهٔ ۱۵۰شب که غمهای ترا پرده‌نشین می‌کردم
  5. شمارهٔ ۱۵۱پریشان ناله‌ام بر گرد هر گلزار می‌گردم
  6. شمارهٔ ۱۵۲به بوی درد پریشان زلف یار شدم
  7. شمارهٔ ۱۵۳چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم
  8. شمارهٔ ۱۵۴لب زخم ستمم مژده ماتم دارم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.