پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

پریشان ناله‌ام بر گرد هر گلزار می‌گردم

نا از سودای گل در جستجوی خار می‌گردم

درین فصل بهار از غنچه دل خنده می‌جوشد

مگر از نخل تیغی باز برخوردار می‌گردم

مزاج خویش نشناسم همین دانم که گر بر من

دم گرم مسیحا بگذرد بیمار می‌گردم

دل رحمت برد حسن قبول توبه‌ام گر من

پشیمان گنه زان‌ساز کز استغفار می‌گردم

دلم زود آشنای عشق گردیدست مغذورم

اگر دیر آشنای سبحه و زنار می‌گردم

به رغم عقل احول آن چنان با دوست یکرنگم

که بر گرد سر هر موی خود صد بار می‌گردم

فصیحی از وفاداری مگر غم چشم خویشم خواند

که هر ساعت سرا‌پا بی‌سبب خونبار می‌گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳چمن پیرای صبحم کیمیای خاروخس دارم
  2. شمارهٔ ۱۵۴لب زخم ستمم مژده ماتم دارم
  3. شمارهٔ ۱۵۵ارمغان از بینوایی غم به گلشن می‌برم
  4. شمارهٔ ۱۵۶بترس از آن که دمی دامن سحر گیرم
  5. شمارهٔ ۱۵۷گر شاهد غم جلوه کند کام نگیرم
  6. شمارهٔ ۱۵۸فردوس ساز کلبه پردود آتشم
  7. شمارهٔ ۱۵۹نوبهارست و در انجام طرب می‌کوشم
  8. شمارهٔ ۱۶۰گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.