پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

گوارا باد آیات تجلی بر لب هوشم

اگر بخشد ثوابش را به دوزخ دیده و گوشم

همه دردم همه داغم همه آهم افغان

محبت کاش سازد در دل یاران فراموشم

مهیا می‌کنم از بهر خویش اسباب ناکامی

چو مستوری همه چشمم چو خاموشی همه گوشم

نگنجد دوست در یاد و نه بی‌یادش توان بودن

چو مرغ نیم بسمل می‌طپد در خاک و خون هوشم

ببین بیداد مرهم بر دل ریش و مزن طعنه

اگر رقصد ز شادی زیر نعش عافیت دوشم

سر زلف نگارم در پریشانی سزد زیبم

شب هجرانم و روز سیه زیبد هم‌آغوشم

فصیحی چشم شوقم قیمت نظاره می‌دانم

توان کرد از نگه در فرقت احباب خس‌پوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم
  2. شمارهٔ ۱۶۳چون سینه ماتم‌زدگان غرقه داغم
  3. شمارهٔ ۱۶۴کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم
  4. شمارهٔ ۱۶۵جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم
  5. شمارهٔ ۱۶۶از ناله لب حوصله بستن نتوانم
  6. شمارهٔ ۱۶۷عشق کو تا آتشی در خرمن اخگر زنم
  7. شمارهٔ ۱۶۸قرعه کاری به نام سعی باطل می‌زنم
  8. شمارهٔ ۱۶۹کو جنونی تا خرد را طعمه سودا کنم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.