پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

نوبهارست و در انجام طرب می‌کوشم

لب گل می‌مکم و خون جگر می‌نوشم

جلوه نخل مرادم نفریبد هرگز

گر همه شعله شود در هوس آغوشم

خسم و فرقت بی‌برگی وی سوخت مرا

خرقه شعله در آتشکده تا کی پوشم

زخم ناسورم و از دولت حیرانی دوست

سالها شد که پرستار لب خاموشم

از پیامش نیم آگاه ولی دوش نگاه

می‌شد از دیده سراسیمه به طوف گوشم

چون برم نام تو در ناله بغلطد نفسم

چون کنم یاد تو در گریه درآید هوشم

برق این رمز فصیحی خردم سوخت که من

ناله بلبلم و از لب گل می‌جوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱دیریست که از گریه بهار دل ریشم
  2. شمارهٔ ۱۶۲نسیم نوبهاران نیستم کاندر چمن رقصم
  3. شمارهٔ ۱۶۳چون سینه ماتم‌زدگان غرقه داغم
  4. شمارهٔ ۱۶۴کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم
  5. شمارهٔ ۱۶۵جنون از داغ رسوایی چو آراید گلستانم
  6. شمارهٔ ۱۶۶از ناله لب حوصله بستن نتوانم
  7. شمارهٔ ۱۶۷عشق کو تا آتشی در خرمن اخگر زنم
  8. شمارهٔ ۱۶۸قرعه کاری به نام سعی باطل می‌زنم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.