پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

کتاب عشقم و آیات زلف دوست عنوانم

ز سر تا پا گرم بندند شیرازه پریشانم

نگاه هرزه گردم شد سبک پرواز بستانی

که باز از اشک نومیدی گرانبارست مژگانم

یکی موج غریبم ای سراب عافیت رحمی

که عمری در کنار تربیت پرورده طوفانم

نماند از ترکتاز گریه هیچم خون و می‌ترسم

که سازد تیغ نازی شرمسار خاک میدانم

چنان شد تنگ عیش من که در گوش تنک ظرفان

گران آید نوای خنده چاک گریبانم

نه بت نه ایزدم مانا فصیحی جلوه عشقم

که در زلف و رخ خوبان پرستد کفر و ایمانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶از ناله لب حوصله بستن نتوانم
  2. شمارهٔ ۱۶۷عشق کو تا آتشی در خرمن اخگر زنم
  3. شمارهٔ ۱۶۸قرعه کاری به نام سعی باطل می‌زنم
  4. شمارهٔ ۱۶۹کو جنونی تا خرد را طعمه سودا کنم
  5. شمارهٔ ۱۷۰چند در دل شکنم ناله و خاموش کنم
  6. شمارهٔ ۱۷۱کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم
  7. شمارهٔ ۱۷۲چند ای شوق طواف در و بام تو کنم
  8. شمارهٔ ۱۷۳ز گریه موج زند مجلس ار ندیم شوم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.