پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

کو هجوم گریه کز یک قطره صد جیحون کنم

چشم مفلس را ز فیض رشحه‌ای قارون کنم

در دل از جوش ملالم جای داغی هم نماند

هم مگر آرایش این خانه از بیرون کنم

جان اگر از ناتوانی برنیاید باک نیست

ناله‌ام از ضعف اگر بر لب نیاید چون کنم

طرز این فکر نفس بافان پسند طبع نیست

پاره‌ای از خون دل بر دارم و موزون کنم

بر لبم حرفی اگر آید ز خون دل تهی

بازش آرم تا از آن سرچشمه‌اش پرخون کنم

چون صبا بر خار و گل پیچم به گلزار سخن

هر چه خون آلوده نبود ز آن چمن بیرون کنم

گر گزد دلهای محزون را فصیحی ناله‌ام

از لب افسردگانش در نفس افسون کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳ز گریه موج زند مجلس ار ندیم شوم
  2. شمارهٔ ۱۷۴ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زاده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۷۵تا وداع شعله خود همچو اخگر کرده‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۷۶دوش بی روی تو از دل خون ناب افشانده‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۷۷باز در دل شعله‌های آفتاب افکنده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۷۸وقت غم خوش کآتش از باغ و بهارش چیده‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۷۹عمریست تا به درد محبت فسانه‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۸۰کو عشق خانه‌سوز که ما بلهوس نه‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.