پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زاده‌ایم

همچو طفل غنچه در دامان نشتر زاده‌ایم

نام ما مردود عالم روزی ما خون دل

ما و غم گویا به یک طالع ز مادر زاده‌ایم

شسته‌ایم از دل به خون عافیت نقش مراد

ما همان دم کاندرین نه طاق شش در زاده‌ایم

اشک یعقوبیم و از خون جگر جوشیده‌ایم

آه مجنونیم و از دریای آذر زاده‌ایم

از سراب تلخکامی تشنه لب خواهیم مرد

ما که همچون موج در دامان کوثر زاده‌ایم

در گلستانی که هر خارش پیمبر زاده‌ست

میوه هیچیم ما وز نخل بی‌بر زاده‌ایم

شعله شوقیم و از دلهای خونین سر زده

غیر پندارد فصیحی ما ز اخگر زاده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶دوش بی روی تو از دل خون ناب افشانده‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۷۷باز در دل شعله‌های آفتاب افکنده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۷۸وقت غم خوش کآتش از باغ و بهارش چیده‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۷۹عمریست تا به درد محبت فسانه‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۸۰کو عشق خانه‌سوز که ما بلهوس نه‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۸۱روزگاری شد که ما زین بخت وارون می‌تپیم
  7. شمارهٔ ۱۸۲در مزاج درد خود ذوق مداوا سوختیم
  8. شمارهٔ ۱۸۳کی مسیحا داشت در بار آنچه ما می‌خواستیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.