پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

باز در دل شعله‌های آفتاب افکنده‌ایم

طرح آبادی درین دیر خراب افکنده‌ایم

زوربازوی طلب بین کاندرین نخجیرگاه

بارها خقاش را بر آفتاب افکنده‌ایم

جلوه حسرت دل از ما برد ورنه صد سحر

فرش این قصر از دعای مستجاب افکنده‌ایم

عزت شبهای من بنگر که از یک ناله دوش

آسمان را در محیط اضطراب افکنده‌ایم

تا به دوزخ‌مان کشد فردا به روز بازخواست

مو به مو امروز دل را در عذاب افکنده‌ایم

جرم ما گر باده‌آشامی‌ست مستی جرم نیست

عکس لعل خویش را ما در شراب افکنده‌ایم

جلوه‌ها در مصر خوبی هست اما دیده نیست

اینک اینک از رخ یوسف نقاب افکنده‌ایم

زلف عصیان را فصیحی برده‌ایم از بس نماز

طره توفیق را در پیچ وتاب افکنده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹عمریست تا به درد محبت فسانه‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۸۰کو عشق خانه‌سوز که ما بلهوس نه‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۸۱روزگاری شد که ما زین بخت وارون می‌تپیم
  4. شمارهٔ ۱۸۲در مزاج درد خود ذوق مداوا سوختیم
  5. شمارهٔ ۱۸۳کی مسیحا داشت در بار آنچه ما می‌خواستیم
  6. شمارهٔ ۱۸۴از عمر دمی را به غمی باز نبستیم
  7. شمارهٔ ۱۸۵لب زخمیم و افغان را پرستیم
  8. شمارهٔ ۱۸۶در خلوت غم چند گهی خام نشستیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.