پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

دوش بی روی تو از دل خون ناب افشانده‌ایم

تا سحر بر جیب رسوایی گلاب افشانده‌ایم

ز آن جمال آگه نه‌ایم اما غبارآسا بسی

آفتاب و ماهش از طرف نقاب افشانده‌ایم

هر نگه کز گلستانی دامنی پرگل نکرد

شب خسک پنداشته در راه خواب افشانده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸وقت غم خوش کآتش از باغ و بهارش چیده‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۷۹عمریست تا به درد محبت فسانه‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۸۰کو عشق خانه‌سوز که ما بلهوس نه‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۸۱روزگاری شد که ما زین بخت وارون می‌تپیم
  5. شمارهٔ ۱۸۲در مزاج درد خود ذوق مداوا سوختیم
  6. شمارهٔ ۱۸۳کی مسیحا داشت در بار آنچه ما می‌خواستیم
  7. شمارهٔ ۱۸۴از عمر دمی را به غمی باز نبستیم
  8. شمارهٔ ۱۸۵لب زخمیم و افغان را پرستیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.