پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

تا وداع شعله خود همچو اخگر کرده‌ایم

حله خاکشتر اندوه در بر کرده‌ایم

گوهر نظاره‌ای در دیده گم کردیم از آن

مردم چشم اندرین دریا شناور کرده‌ایم

چشمه‌سار دیده ما خوشگوار آبی نداشت

چند روزی شد کش از خون رشک کوثر کرده‌ایم

زخم ما را از جگر غم زیور ناسور بست

ورنه تحقیق سر و سامان خنجر کرده‌ایم

زود گوش دوستان از ناله ما ناله کرد

ما هنوز از نخل غم یک میوه نوبر کرده‌ایم

از تو چون نومید بنشینیم کاندر کوی تو

مشت خاکی را به صد امید بر سر کرده‌ایم

در شب هجران فصیحی می‌زند لاف حیات

ساده‌لوحی بین کزو این قصه باور کرده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷باز در دل شعله‌های آفتاب افکنده‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۷۸وقت غم خوش کآتش از باغ و بهارش چیده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۷۹عمریست تا به درد محبت فسانه‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۸۰کو عشق خانه‌سوز که ما بلهوس نه‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۸۱روزگاری شد که ما زین بخت وارون می‌تپیم
  6. شمارهٔ ۱۸۲در مزاج درد خود ذوق مداوا سوختیم
  7. شمارهٔ ۱۸۳کی مسیحا داشت در بار آنچه ما می‌خواستیم
  8. شمارهٔ ۱۸۴از عمر دمی را به غمی باز نبستیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.