پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

کو عشق خانه‌سوز که ما بلهوس نه‌ایم

ما شعله‌ایم و هم نسب خار و خس نه‌ایم

ما زنده‌ایم زنده به سوز درون خویش

چون آب و خاک زنده به جان نفس نه‌ایم

در بند و دام تا نفسی هست می‌طپیم

ما مرد زندگانی کنج قفس نه‌ایم

در کاروان شوق حدی ناله‌های ماست

بیهوده گوی و هرزه‌درا چون جرس نه‌ایم

ما زهر قاتلیم فصیحی نه شهد ناب

مرد طپانچه خوردن بال مگس نه‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲در مزاج درد خود ذوق مداوا سوختیم
  2. شمارهٔ ۱۸۳کی مسیحا داشت در بار آنچه ما می‌خواستیم
  3. شمارهٔ ۱۸۴از عمر دمی را به غمی باز نبستیم
  4. شمارهٔ ۱۸۵لب زخمیم و افغان را پرستیم
  5. شمارهٔ ۱۸۶در خلوت غم چند گهی خام نشستیم
  6. شمارهٔ ۱۸۷ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم
  7. شمارهٔ ۱۸۸ما دو عالم را ز موج غم خراب انگاشتیم
  8. شمارهٔ ۱۸۹شب که بر آن آفتاب راه گرفتیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.