پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم

آرایش بتخانه ما بود شکستیم

در ماتم گوش شنوا تار بریدیم

صد زمزمه در زیر لب عود شکستیم

خاکستر ما شعله‌فروش است درین دیر

ما نیش زیان در جگر سود شکستیم

عشقیم که چون پای خموشی بفشردیم

گلبانگ نوا بر لب داود شکستیم

حسن تو گواهست که ما خانه خرابان

بر سنگ ازل شیشه بهبود شکستیم

هر لخت جگر طاقت صد داغ دگر داشت

قفل در رسوایی خود زود شکستیم

رفتیم در آتشکده عشق فصیحی

رنگ رخ صد شعله بی‌دود شکستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹شب که بر آن آفتاب راه گرفتیم
  2. شمارهٔ ۱۹۰شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
  3. شمارهٔ ۱۹۱یاد آن روزی که در میخانه ساغر می‌زدیم
  4. شمارهٔ ۱۹۲صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم
  5. شمارهٔ ۱۹۳کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
  6. شمارهٔ ۱۹۴کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم
  7. شمارهٔ ۱۹۵تا کی چو طفل عقل دم از مهر و کین زنیم
  8. شمارهٔ ۱۹۶برخیز تا زیارت ماتم‌سرا کنیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.