پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

برخیز تا زیارت ماتم‌سرا کنیم

جان را برای قطره اشکی فدا کنیم

بر مرهم مسیح بخندیم و بگذریم

هر درد را به حسرت دردی دوا کنیم

داغیم و کار ما سفر ملک سینه‌هاست

تا خویش را به چاک غمی آشنا کنیم

بستند در به روی تمنای هر دو کون

فرصت غنیمت‌ست نمازی ادا کنیم

در سجده اوفتیم چو بینیم روی دوست

عید شهادتست بیا تا دعا کنیم

کو یک جهان نظاره که در طور وصل دوست

امروز یک نماز تماشا قضا کنیم

پر مهربان حنجره ماست تیغ ناز

دیگر شکایت از غم هجران چرا کنیم

گر سر به پای غم نفشاندیم بخل نیست

می‌خواستیم در طلب دوست پا کنیم

در لرزه اوفتیم فصیحی درین چمن

گستاخ اگر چو شمع طواف صبا کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸سکه به نام عجز زد شوکت پادشاهیم
  2. شمارهٔ ۱۹۹ما روزی حیات بجز خون نمی‌دهیم
  3. شمارهٔ ۲۰۰رسم عشاقست خندان اشک حرمان ریختن
  4. شمارهٔ ۲۰۱قوت جگرت ز جوش بستان
  5. شمارهٔ ۲۰۲از شهیدان تو فرمان بردن و جان باختن
  6. شمارهٔ ۲۰۳اشک حسرت در عذار ما غریبان ریختن
  7. شمارهٔ ۲۰۴ساقی به سودا جام رو کن
  8. شمارهٔ ۲۰۵این شهادتگه عشق‌ست تقاضایی کن
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.