پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

ما روزی حیات بجز خون نمی‌دهیم

دردسری به صد می گلگون نمی‌دهیم

ما تو‌أمیم با گل رعنا درین چمن

کز خون پُریم و رنگ به بیرون نمی‌دهیم

خاکستر دویی چو محبت به باد داد

آیینه را ز رشک به مجنون نمی‌دهیم

دریاکشان تشنه لبیم و ز جوی دل

خون می‌خوریم و زحمت جیحون نمی‌دهیم

از خون مرگ شربت ما داد عشق دوست

دردسر علاج فلاطون نمی‌دهیم

زین کاروان درد که در دل گشود بار

باج حیات غیر شبیخون نمی‌دهیم

دل خوش نمی‌کنیم فصیحی ز آسمان

می خویش را ز ساغر وارون نمی‌دهیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱قوت جگرت ز جوش بستان
  2. شمارهٔ ۲۰۲از شهیدان تو فرمان بردن و جان باختن
  3. شمارهٔ ۲۰۳اشک حسرت در عذار ما غریبان ریختن
  4. شمارهٔ ۲۰۴ساقی به سودا جام رو کن
  5. شمارهٔ ۲۰۵این شهادتگه عشق‌ست تقاضایی کن
  6. شمارهٔ ۲۰۶چون نعش من برند برون از سرای من
  7. شمارهٔ ۲۰۷درد ما ننگ مداوا برنتابد بیش ازین
  8. شمارهٔ ۲۰۸ره گر اینست درین بادیه گمراهی به
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.