پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

رسم عشاقست خندان اشک حرمان ریختن

دیده در طوفان خون و گل به دامان ریختن

گریه را در پرده‌های خون دل پیچم که هست

کفر در کیش حیا یک قطره عریان ریختن

نی دلی دریای خون نه سینه‌ای گرداب غم

چون توانم قطره اشکی به سامان ریختن

رنگ احسان نیست بر سیمای ابر نوبهار

ورنه خون بایست بر خاک شهیدان ریختن

بوی گل انگیزد از هر قطره خونش بلبلی

صرفه نبود خون بلبل در گلستان ریختن

گاه دامن گلشن است و گه گریبان گلستان

دیده دلگیرست ازین اشک پریشان ریخن

لاف حیرت می‌زنی شرمت فصیحی زین گزاف

چشم حیران و سر و برگ گلستان ریختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲از شهیدان تو فرمان بردن و جان باختن
  2. شمارهٔ ۲۰۳اشک حسرت در عذار ما غریبان ریختن
  3. شمارهٔ ۲۰۴ساقی به سودا جام رو کن
  4. شمارهٔ ۲۰۵این شهادتگه عشق‌ست تقاضایی کن
  5. شمارهٔ ۲۰۶چون نعش من برند برون از سرای من
  6. شمارهٔ ۲۰۷درد ما ننگ مداوا برنتابد بیش ازین
  7. شمارهٔ ۲۰۸ره گر اینست درین بادیه گمراهی به
  8. شمارهٔ ۲۰۹جان را شکنج ساز و به زلف حبیب ده
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.