پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

این شهادتگه عشق‌ست تقاضایی کن

تیغ بیکار نشسته‌ست تمنایی کن

چون درین باغ بجز نام تجلی نشکفت

پنبه از گوش برون آر و تماشایی کن

نام معشوق به یک جمله نگنجد با غیر

هر خروش از لبت آواره صحرایی کن

یوسف ار نیست به یوسف نه که هم مرحله است

هر چه بینی تو درین قافله سودایی کن

گر ره کعبه درازست فصیحی باری

دیده غارت نقش کف پایی کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷درد ما ننگ مداوا برنتابد بیش ازین
  2. شمارهٔ ۲۰۸ره گر اینست درین بادیه گمراهی به
  3. شمارهٔ ۲۰۹جان را شکنج ساز و به زلف حبیب ده
  4. شمارهٔ ۲۱۰هر خار کان ز گلشن هجران برآمده
  5. شمارهٔ ۲۱۱خدایا رخصت پرواز ازین دام مجاز ده
  6. شمارهٔ ۲۱۲بهشت را چه کند با غم آرمیده او
  7. شمارهٔ ۲۱۳تاراج رنگ و بوی گل مدعا نمای
  8. شمارهٔ ۲۱۴زاغ و بلبل همه دارند کهن زمزمه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.