پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

زاغ و بلبل همه دارند کهن زمزمه‌ای

هر کسی زمزمه‌ای دارد و من زمزمه‌ای

هم نوایی چو درین باغ ندیدم بستم

به فسون بر لب مرغان چمن زمزمه‌ای

رخصت ناله ندادند مرا لیک نفس

می‌کند بر لبم از ذوق وطن زمزمه‌ای

گرم خونریز که گشتی که شهیدان ترا

شد گره بر لب هر نار کفن زمزمه‌ای

در شهادتگه ما رقص فصیحی کانجا

سر جدا زمزمه‌ای دارد و تن زمزمه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶سر و برگ من محزون نداری
  2. شمارهٔ ۲۱۷کوش تا سیراب از بحر تماشا نگذری
  3. شمارهٔ ۲۱۸چند از بحر طلب موج دویی انگیزی
  4. شمارهٔ ۲۱۹چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی
  5. شمارهٔ ۲۲۰یک دو روزی شد که چون گل غوطه در خون می‌زنی
  6. شمارهٔ ۲۲۱مگر از کمین حسنی شبخون زده سپاهی
  7. شمارهٔ ۲۲۲پر تماشا مکن آیینه که حیران نشوی
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.