پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

یک دو روزی شد که چون گل غوطه در خون می‌زنی

قرعه نازی به نام اشک گلگون می‌زنی

آشناتر می‌نشیند در دل اهل نیاز

هر خدنگی کز کمان ناز اکنون می‌زنی

عشقت از بهر دل من کرد زین‌سان ناله دوست

کاین زمانم بر رگ جان ناخن افزون می‌زنی

قطره اشکی برای زینت مژگان بس است

بی‌سبب در دیده هر دم فال جیحون می‌زنی

بی‌قرارت کرد عشق و این هم از بخت منست

کز دلم هر لحظه چون جان خیمه بیرون می‌زنی

نیک می‌دانی دل نامهربان حسن را

می‌کنی افسون و خود خنده بر افسون می‌زنی

عشق را بی خویش بودن گاه‌گاهی لازمست

من نمی‌دانم نفس بی خویشتن چون می‌زنی

فتنه چشم توام بس نیست کز چشم دگر

می‌ستانی ناز و بر جانم شبیخون می‌زنی

سوخت از غیرت فصیحی تا تو از ذوق جنون

بی‌محابا بوسه‌های بر نام مجنون می‌زنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲پر تماشا مکن آیینه که حیران نشوی
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.