پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۶

سر و برگ من محزون نداری

غم آشفته حالان چون نداری

در آن کاکل که اقلیم جنونست

ز عقل آشفته‌تر مجنون نداری

از آن نرگس کش از ناز آفریدند

کدامین دیده‌کش پرخون نداری

فصیحی یار بی‌رحمست ورنه

کنار کیست کش جیحون نداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۸چند از بحر طلب موج دویی انگیزی
  2. شمارهٔ ۲۱۹چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی
  3. شمارهٔ ۲۲۰یک دو روزی شد که چون گل غوطه در خون می‌زنی
  4. شمارهٔ ۲۲۱مگر از کمین حسنی شبخون زده سپاهی
  5. شمارهٔ ۲۲۲پر تماشا مکن آیینه که حیران نشوی
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.