پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷

کوش تا سیراب از بحر تماشا نگذری

همچو موج هرزه گرد از روی دریا نگذری

گر ز گمراهی رهت بر شهر درمان اوفتد

تا توانی بر شبستان مسیحا نگذری

لخت لختم تشنه دیدار تست ای برق غم

چون به کوی ما رسی بر جان تنها نگذری

نکهتی‌ام بار کنعان بسته از مصر ای صبا

عصمت من پاس داری بر زلیخا نگذری

از دیار زخم ما ای مرهم آسودگی

گر همه الماس باشی بی‌محابا نگذری

ای کبوتر هر کجا بر خاک افتد نامه‌ام

کوی یار ماست آن زنهار از آنجا نگذری

بر فصیحی بال خواهش بی‌محابا می‌زنی

بی‌ادب پروانه‌ای بر محفل ما نگذری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی
  2. شمارهٔ ۲۲۰یک دو روزی شد که چون گل غوطه در خون می‌زنی
  3. شمارهٔ ۲۲۱مگر از کمین حسنی شبخون زده سپاهی
  4. شمارهٔ ۲۲۲پر تماشا مکن آیینه که حیران نشوی
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.