پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

بهشت را چه کند با غم آرمیده او

ز دوزخ از چه هراسد فراق دیده او

من و سجود بت از داورم مترسانید

من آفریده عشقم نه آفریده او

شهید عشق ترا راه کعبه مقصود

کسی نشان ندهد جز سر بریده او

به حرف میوه فریبم مده که نیست مرا

امید سایه هم از نخل نورسیده او

چنان گداخت فصیحی ز ضعف شام فراق

که تاب نور ندارد چراغ دیده او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴زاغ و بلبل همه دارند کهن زمزمه‌ای
  2. شمارهٔ ۲۱۵بردی به تازه باز دل ای جان چه داشتی
  3. شمارهٔ ۲۱۶سر و برگ من محزون نداری
  4. شمارهٔ ۲۱۷کوش تا سیراب از بحر تماشا نگذری
  5. شمارهٔ ۲۱۸چند از بحر طلب موج دویی انگیزی
  6. شمارهٔ ۲۱۹چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی
  7. شمارهٔ ۲۲۰یک دو روزی شد که چون گل غوطه در خون می‌زنی
  8. شمارهٔ ۲۲۱مگر از کمین حسنی شبخون زده سپاهی
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.