پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

خدایا رخصت پرواز ازین دام مجاز ده

به هر جا می‌رود فرمان تو خط جوازم ده

ز شاخ و برگ من پر کن گلستان دو عالم را

پس آنگه رخصت باد خزان در ترکتازم ده

زبانم چیست خونی منجمد ز آسیب دم سردی

بگیر این لخته خون را وکلید گنج رازم ده

گریبانی سراسر چاک کو چون دامن مژگان

تو گر دستم ندادی پاره‌ای چاک نیازم ده

پریشان بال ماندم در شکنج دام آزادی

فراغت خانه‌ای در زیر بال شاهبازم ده

ز داغی لخت لختم را گدای کاسه در کف کن

پس آنگه حکم سلطانی ز دیوان ایازم ده

مرا از قبله طاعت پرستان روی برگردان

فصیحی‌وار از غم قبله‌ای بهر نمازم ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳تاراج رنگ و بوی گل مدعا نمای
  2. شمارهٔ ۲۱۴زاغ و بلبل همه دارند کهن زمزمه‌ای
  3. شمارهٔ ۲۱۵بردی به تازه باز دل ای جان چه داشتی
  4. شمارهٔ ۲۱۶سر و برگ من محزون نداری
  5. شمارهٔ ۲۱۷کوش تا سیراب از بحر تماشا نگذری
  6. شمارهٔ ۲۱۸چند از بحر طلب موج دویی انگیزی
  7. شمارهٔ ۲۱۹چندم ای اشک به تاراج محبت خیزی
  8. شمارهٔ ۲۲۰یک دو روزی شد که چون گل غوطه در خون می‌زنی
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.