پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹

جان را شکنج ساز و به زلف حبیب ده

وین مشت خاک تیره به چشم رقیب ده

در استخوان بدزد تب شوق شمع‌وار

و آنگاه نبض خویش به دست طبیب ده

بشکن طلسم وسوسه و بر در مراد

قفلی زن و کلید به دست نصیب ده

گر گل نصیحتت نپذیرد درین چمن

باری به ناله‌ای مدد عندلیب ده

دل تیره روز گشت فصیحی ز نقش غیر

آن لوح را بشوی و به دست ادیب ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱خدایا رخصت پرواز ازین دام مجاز ده
  2. شمارهٔ ۲۱۲بهشت را چه کند با غم آرمیده او
  3. شمارهٔ ۲۱۳تاراج رنگ و بوی گل مدعا نمای
  4. شمارهٔ ۲۱۴زاغ و بلبل همه دارند کهن زمزمه‌ای
  5. شمارهٔ ۲۱۵بردی به تازه باز دل ای جان چه داشتی
  6. شمارهٔ ۲۱۶سر و برگ من محزون نداری
  7. شمارهٔ ۲۱۷کوش تا سیراب از بحر تماشا نگذری
  8. شمارهٔ ۲۱۸چند از بحر طلب موج دویی انگیزی
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.