پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

از شهیدان تو فرمان بردن و جان باختن

وز تو کردن گوی سرشان را و چوگان باختن

جان فدای تیغ نازی باد کز روی نیاز

می‌توان صد جانش در راه شهیدان باختن

کفر کو تا پیشش اندازم که بی‌شرمی بود

در ره زلف چنان این نقد ایمان باختن

گو نخست آور براق حسن را در زیر ران

آنکه بازلف تو دارد ذوق چوگان باختن

هر چه غیر دوست باشد سد راه دوستی‌ست

باید اندر داو اول کفر و ایمان باختن

کو مرادی تا به دست آریم ورنه کافریست

در ره این آرزوها گنج حرمان باختن

عشقم استاد شهیدان خواند از آن کاین کشتگان

از من آموزند بی جان هر زمان جان باختن

یاد یوسف را فصیحی در دل ما بار نیست

در حریم کعبه نتوان نرد عصیان باختن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴ساقی به سودا جام رو کن
  2. شمارهٔ ۲۰۵این شهادتگه عشق‌ست تقاضایی کن
  3. شمارهٔ ۲۰۶چون نعش من برند برون از سرای من
  4. شمارهٔ ۲۰۷درد ما ننگ مداوا برنتابد بیش ازین
  5. شمارهٔ ۲۰۸ره گر اینست درین بادیه گمراهی به
  6. شمارهٔ ۲۰۹جان را شکنج ساز و به زلف حبیب ده
  7. شمارهٔ ۲۱۰هر خار کان ز گلشن هجران برآمده
  8. شمارهٔ ۲۱۱خدایا رخصت پرواز ازین دام مجاز ده
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.