پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

تا کی چو طفل عقل دم از مهر و کین زنیم

کو همتی که پای بر آن و بر این زنیم

تلخیم در مذاق جهان همچنان اگر

صد بار غوطه در شکر و انگبین زنیم

خاکستریم و باز به صد حیله خویش را

سوزیم تا دمی نفسی آتشین زنیم

گریند شام ماتم ما دوستان ما

چون صبح خنده در نفس واپسین زنیم

خاکیم و بردبار نه آن نازنین زلال

کز جنبش نسیم گره بر جبین زنیم

ز آن شعله‌ای که سینه آتش کباب اوست

کو یک شرر که در جگر کفر و دین زنیم

دستم نماند بس که فصیحی به سر زدیم

زین پس به جای دست مگر آستین زنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷تا چند درین غمکده بیکار نشینیم
  2. شمارهٔ ۱۹۸سکه به نام عجز زد شوکت پادشاهیم
  3. شمارهٔ ۱۹۹ما روزی حیات بجز خون نمی‌دهیم
  4. شمارهٔ ۲۰۰رسم عشاقست خندان اشک حرمان ریختن
  5. شمارهٔ ۲۰۱قوت جگرت ز جوش بستان
  6. شمارهٔ ۲۰۲از شهیدان تو فرمان بردن و جان باختن
  7. شمارهٔ ۲۰۳اشک حسرت در عذار ما غریبان ریختن
  8. شمارهٔ ۲۰۴ساقی به سودا جام رو کن
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.