پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

یاد آن روزی که در میخانه ساغر می‌زدیم

چون تهی می‌گشت دست از جام بر سر می‌زدیم

خواه کنج بیضه خواهی آشیان خواهی قفس

هر کجا بودیم از کنج طلب پر می‌زدیم

مقصد ما سیر گلخن بود ورنه کی چو خس

دست را بیهوده در دلهای صرصر می‌زدیم

سینه می‌سودیم چون موج از عطش در هر سراب

سیلی همت ولی بر روی کوثر می‌زدیم

همره رضوان به سیر خلد می‌رفتیم و لیک

سنگ ناکامی همان بر شاخ بی‌بر می‌زدیم

چون چراغ بیوه زن بودیم اما از غرور

صد شبیخون هر نفس بر موج صرصر می‌زدیم

دست ما شغل گریبان داشت زآن در بسته ماند

باز می‌کردند اگر ما حلقه بر در می‌زدیم

در شهادتگاه غم ما و فصیحی عمرها

زخم می‌خوردیم و فال زخم دیگر می‌زدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
  2. شمارهٔ ۱۹۴کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم
  3. شمارهٔ ۱۹۵تا کی چو طفل عقل دم از مهر و کین زنیم
  4. شمارهٔ ۱۹۶برخیز تا زیارت ماتم‌سرا کنیم
  5. شمارهٔ ۱۹۷تا چند درین غمکده بیکار نشینیم
  6. شمارهٔ ۱۹۸سکه به نام عجز زد شوکت پادشاهیم
  7. شمارهٔ ۱۹۹ما روزی حیات بجز خون نمی‌دهیم
  8. شمارهٔ ۲۰۰رسم عشاقست خندان اشک حرمان ریختن
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.