پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم

وز ناصیه بخت سیاهی ندمیدیم

جان نیک فسونیست ولی حیف که هرگز

بر سرکشی پر کلاهی ندمیدیم

با صبح بلنداختر یوسف به گه شام

داغیم که از مشرق چاهی ندمیدیم

پامال شدن نکهت گلهای نیازست

افسوس که هیچ از سر راهی ندمیدیم

گوئید که ما صبح وصالیم فصیحی

هیچ از شکن زلف سیاهی ندمیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم
  2. شمارهٔ ۱۹۵تا کی چو طفل عقل دم از مهر و کین زنیم
  3. شمارهٔ ۱۹۶برخیز تا زیارت ماتم‌سرا کنیم
  4. شمارهٔ ۱۹۷تا چند درین غمکده بیکار نشینیم
  5. شمارهٔ ۱۹۸سکه به نام عجز زد شوکت پادشاهیم
  6. شمارهٔ ۱۹۹ما روزی حیات بجز خون نمی‌دهیم
  7. شمارهٔ ۲۰۰رسم عشاقست خندان اشک حرمان ریختن
  8. شمارهٔ ۲۰۱قوت جگرت ز جوش بستان
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.