پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

شب که بر آن آفتاب راه گرفتیم

در قصب دیده نور ماه گرفتیم

هر چه به بینش ز دیده دور فگندیم

صد مژه دادیم و یک نگاه گرفتیم

هر چه نفس سرنوشت سینه ما بود

جمله به بازار برده آه گرفتیم

کوکبه یوسفی رسید ز کنعان

فال مراد از نشاط چاه گرفتیم

دیده ما ریخت خون عافیت ما

ما دیت از اشک بی‌گناه گرفتیم

قیمت فریاد و ناله چون نشناسیم

ملک وفا را بدین سپاه گرفتیم

به ز فصیحی نسوختیم کسی را

کام دل برق ازین گیاه گرفتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱یاد آن روزی که در میخانه ساغر می‌زدیم
  2. شمارهٔ ۱۹۲صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم
  3. شمارهٔ ۱۹۳کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
  4. شمارهٔ ۱۹۴کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم
  5. شمارهٔ ۱۹۵تا کی چو طفل عقل دم از مهر و کین زنیم
  6. شمارهٔ ۱۹۶برخیز تا زیارت ماتم‌سرا کنیم
  7. شمارهٔ ۱۹۷تا چند درین غمکده بیکار نشینیم
  8. شمارهٔ ۱۹۸سکه به نام عجز زد شوکت پادشاهیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.