پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

ما دو عالم را ز موج غم خراب انگاشتیم

این دو دریای مصیبت را سراب انگاشتیم

چون درین ره آب حیوان کار آتش می‌کند

آتشی هر گام نوشیدیم و آب انگاشتیم

این کهن افسانه ما هیچ پایانی نداشت

لب فروبستیم و عالم را به خواب انگاشتیم

همت خفاش شمع بینش ما برفروخت

ظلمت شب را چراغ آفتاب انگاشتیم

زآتش حسرت فصیحی دیده را کردیم خشک

تازه گل‌های وفا را بی گلاب انگاشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
  2. شمارهٔ ۱۹۱یاد آن روزی که در میخانه ساغر می‌زدیم
  3. شمارهٔ ۱۹۲صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم
  4. شمارهٔ ۱۹۳کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
  5. شمارهٔ ۱۹۴کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم
  6. شمارهٔ ۱۹۵تا کی چو طفل عقل دم از مهر و کین زنیم
  7. شمارهٔ ۱۹۶برخیز تا زیارت ماتم‌سرا کنیم
  8. شمارهٔ ۱۹۷تا چند درین غمکده بیکار نشینیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.