پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

در خلوت غم چند گهی خام نشستیم

در سینه زخم آمده گمنام نشستیم

دیدیم که ساقی سر رسوایی ما داشت

از شیشه برون آمده در جام نشستیم

دوران سر آشفتگی خاطر ما داشت

آشفته‌تر از زلف دلارام نشستیم

آزادگیی گرد دل غمزده می‌گشت

روزی دو سه اندر قفس و دام نشستیم

رفتیم در آتشکده عشق فصیحی

آخر به مراد دل خودکام نشستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸ما دو عالم را ز موج غم خراب انگاشتیم
  2. شمارهٔ ۱۸۹شب که بر آن آفتاب راه گرفتیم
  3. شمارهٔ ۱۹۰شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
  4. شمارهٔ ۱۹۱یاد آن روزی که در میخانه ساغر می‌زدیم
  5. شمارهٔ ۱۹۲صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم
  6. شمارهٔ ۱۹۳کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
  7. شمارهٔ ۱۹۴کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم
  8. شمارهٔ ۱۹۵تا کی چو طفل عقل دم از مهر و کین زنیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.