پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

لب زخمیم و افغان را پرستیم

دم شمشیر عریان را پرستیم

گل از بلبل همین بس دولت ما

که دیوار گلستان را پرستیم

ز ما یوسف پرستیدن ادب نیست

بیا تا خاک کنعان را پرستیم

پریشان‌زاده چون زلفیم و از شوق

سر زلف پریشان را پرستیم

به بوی عشق اندر کعبه و دیر

دل گبر و مسلمان را پرستیم

دورنگی در عبادتگاه ما نیست

به یک دل کفر و ایمان را پرستیم

فصیحی دست ناگه گیر عشقیم

همه چاک گریبان را پرستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم
  2. شمارهٔ ۱۸۸ما دو عالم را ز موج غم خراب انگاشتیم
  3. شمارهٔ ۱۸۹شب که بر آن آفتاب راه گرفتیم
  4. شمارهٔ ۱۹۰شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
  5. شمارهٔ ۱۹۱یاد آن روزی که در میخانه ساغر می‌زدیم
  6. شمارهٔ ۱۹۲صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم
  7. شمارهٔ ۱۹۳کو دل که رو به میکده مشرب آوریم
  8. شمارهٔ ۱۹۴کو حریفی تا دو جامی از می احمر زنیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.