پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

در مزاج درد خود ذوق مداوا سوختیم

نسخه اعجاز در دست مسیحا سوختیم

باد دامان تب امشب آتش ما تیز کرد

کز تف مژگان متاع هفت دریا سوختیم

مشرب پروانه ما را از گرانجانی رهاند

هر کجا دیدیم شمعی بی محابا سوختیم

هر کف خاکستر ما چشمه نظاره‌ایست

عشق در کارست اگر ما در تماشا سوختیم

شعله ما را پر پروانه‌ای پرسش نکرد

گرچه عمری بر مزار گبر و ترسا سوختیم

شمع‌سان در شعله پیچیدیم جان کایمن شویم

لیک در گام نخست از غیرت پا سوختیم

عصمت عزلت فصیحی نام خود گم کردنست

سالها از شرم خامیهای عنقا سوختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴از عمر دمی را به غمی باز نبستیم
  2. شمارهٔ ۱۸۵لب زخمیم و افغان را پرستیم
  3. شمارهٔ ۱۸۶در خلوت غم چند گهی خام نشستیم
  4. شمارهٔ ۱۸۷ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم
  5. شمارهٔ ۱۸۸ما دو عالم را ز موج غم خراب انگاشتیم
  6. شمارهٔ ۱۸۹شب که بر آن آفتاب راه گرفتیم
  7. شمارهٔ ۱۹۰شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
  8. شمارهٔ ۱۹۱یاد آن روزی که در میخانه ساغر می‌زدیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.