پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

کی مسیحا داشت در بار آنچه ما می‌خواستیم

عافیت بودش متاع و ما بلا می‌خواستیم

اشک ریزان تا در دارالشفا رفتیم دوش

نی دوای درد درد بی‌دوا می‌خواستیم

برد موسی بهر آمین گفتنم همره به طور

او دعا می‌کرد و ما عذر دعا می‌خواستیم

شد عبیر از بوی گل خاکستر بلبل ولی

ما غلط کردیم و این عطر از صبا می‌خواستیم

گوش آوردیم و همچون گل تهی بردیم حیف

زین گلستان ناله‌ای چند آشنا می‌خواستیم

کفر و دین مقصد نبود از خدمت دیر و حرم

مشت خاکی داشتیم و کیمیا می‌خواستیم

کوشش بیهوده ما آبروی سعی ریخت

سر نبود و سایه بال هما می‌خواستیم

خامکاریهای ما گم داشت بر ما راه را

کاندرین دشت پر آتش نقش پا می‌خواستیم

همت چشم فصیحی بین که امشب می‌فشاند

چشمه چشمه آفتاب و ما سها می‌خواستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵لب زخمیم و افغان را پرستیم
  2. شمارهٔ ۱۸۶در خلوت غم چند گهی خام نشستیم
  3. شمارهٔ ۱۸۷ما بت نه زاندیشه معبود شکستیم
  4. شمارهٔ ۱۸۸ما دو عالم را ز موج غم خراب انگاشتیم
  5. شمارهٔ ۱۸۹شب که بر آن آفتاب راه گرفتیم
  6. شمارهٔ ۱۹۰شب که ما تو سن بیهوده روی پی کردیم
  7. شمارهٔ ۱۹۱یاد آن روزی که در میخانه ساغر می‌زدیم
  8. شمارهٔ ۱۹۲صبحیم چه سود از دل آهی ندمیدیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.