پرش به محتوای اصلی
فصیحی هروی فصیحی هروی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۲

چند ای شوق طواف در و بام تو کنم

آه را دودکش شعله خام تو کنم

چشم گردم همه و نقش جمالت بینم

گوش گردم همه و یاد کلام تو کنم

در قدح جوشم و عکس لب لعلت دزدم

در صراحی شوم و سجده جام تو کنم

چون گدایی که نهد کاسه دریوز به کف

گوش بردارم و دریوزه نام تو کنم

دوش می‌گفت فصیحی ز غم ما مخروش

ورنه این نوش به یک خنده حرام تو کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۴ما ز مادر داغ بر دل خاک بر سر زاده‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۷۵تا وداع شعله خود همچو اخگر کرده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۷۶دوش بی روی تو از دل خون ناب افشانده‌ایم
  4. شمارهٔ ۱۷۷باز در دل شعله‌های آفتاب افکنده‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۷۸وقت غم خوش کآتش از باغ و بهارش چیده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۷۹عمریست تا به درد محبت فسانه‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۸۰کو عشق خانه‌سوز که ما بلهوس نه‌ایم
  8. شمارهٔ ۱۸۱روزگاری شد که ما زین بخت وارون می‌تپیم
همه‌ی غزلیات ←

فصیحی هروی درباره‌ی فصیحی هروی

میرزا فصیح‌الدین فصیحی هروی فرزند ابوالمکارم (زادهٔ بخارا احتمالاً در سال ۹۸۷ قمری، درگذشتهٔ سال ۱۰۴۹ قمری در هرات) شاعری که از بزرگان سادات هرات بود و نسبش به خواجه عبدالله انصاری می‌رسد. پس از چیرگی عبیدالله خان ازبک بر هرات در ۹۹۷ق، ابوالمکارم با خانواده‌اش به هرات بازگشت و همانجا ساکن شد و در همان زمان، فصیح‌الدین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.